آنیساآنیسا، تا این لحظه: 14 سال و 7 روز سن داره

الفبای عشقمان، آنیسا...

آرزوهای بزرگِ خانوم کوچولو...

دخترک ناز بابا..... الهی قربون اون قد و بالات که از حالا اینقدر برای بزرگ شدن و دلبری کردن عجله داری، لباس بابایی رو چرا پوشیدی آخه قشنگم. فدای اون خنده های شیرینت، با طنازی هات حسابی زندگیمون رو دلچسب کردی. غم روزگار دیگه کمتر من و مامانی رو با خودش درگیر میکنه. زندگی می کنیم با رشدت، پا گرفتنت، زبون باز کردنت، راه رفتن و دویدنت، و هزاران هزار آرزوی دیگه برای تو، آنیسای زندگی......   ...
27 شهريور 1392

1 ماه تا 1 سالگی...

امروز خانوم خوشگلمون 11 ماهه شد. یواش یواش دیگه داری روی پای خودت وایمیستی. فکر کنم تا قبل از اولین سالگرد تولدت بتونی بدون تکیه گاه بایستی و قدم هم برداری.  این روزها ماشالله اینقدر توی خونه اینور و اونور میری و مامانی رو خسته میکنی که نگو. همه ی این کارها و بازی کردن هات لذت زندگی رو صد چندان می کنه. امید و باور به بزرگ شدن و کامل تر شدنت، شور و شوقی رو در وجودمون زنده میکنه که وصف ناپذیره نازنین زندگی...         ...
18 شهريور 1392

دختر نازنینم، روزت مبارک !

  دختر ناز قشنگم،  همدم فردای بابا  سر بزار رو سینه من، حرف بزن برای بابا  این توئی شعر تولد، تویی آغازی دوباره  تویی از فصل بهاران، واسه آغازی دوباره    امروز روز دختر بود. روزت مبارک باشه خانوم کوچولوی قشنگمون. ایشالله که 120 ساله بشی و گوهر سلامتی همیشه توی وجودت لونه کنه. خنده و شادی تا ابد همدم چهره ی با نمکت باشه و همای سعادت در تمام طول زندگی روی دوشت خودنمایی کنه... نازنین بابا، با تمام وجود دوستت داریم و دم به دم سپاسگذار خدا قشنگی هستیم که زندگیمون رو با نور وجود تو روشن کرد.  تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد...      ...
16 شهريور 1392
1